کنستانتین (Constantine) 2005

┋[کنستانتین » Constantine]┋, فیلمی است به (“کارگردانی » فرانسیس لارنس که اولین تجربه ی کارگردانی اش بوده است”) , در ژانر ┋[اکشنفانتزیترسناک]┋, که توسط (“کمپانی » Warner Bros.“) تهیه و تولید شده است و در سال ۲۰۰۵بصورت عمومی نمایش و اکران شده است.

بازیگرانی همچون کیانو ریوز در نقش جان کنستانتین، ریچل وایس، شایا لباف، تیلدا سوینتن، پروییت تیلور وینس و جایمن هانسو در این فیلم ایفای نقش کرده‌اند. فیلم‌نامه این فیلم توسط کوین برادبین و فرانک کاپلو بر اساس مجموعه کمیک Hellblazer از انتشارات دی‌سی کامیکس به رشته تحریر درآمده است.

جان کنستانتین یک کارآگاه مرموز جن‌گیر است. در پی کشف خودکشی ایزابلا دودسون، خواهر دوقلوی او به کنستانتین پناه می‌برد و در نتیجه می‌فهمد که مأمون برای ورود به دنیا احتیاج به خون خدا دارد و این خون را می‌تواند از روی لکه‌های خون روی نیزه سرنوشت (همان نیزه‌ای که عیسی را به قتل رساند) به دست بیاورد. اما باید مأمون درون بدن خواهر دوقلو حلول کند و با نیزه سرنوشت کشته شود تا بتواند جسم یابد.

اما کنستانتین خودکشی می‌کند تا خود لوسیفر به دنبال او بیاید تا بفهمد پسرش از او جلو زده‌است و از لوسیفر می‌خواهد تا در مقابل از مرگ خواهر دوقلو جلوگیری کند و در این صورت از یکی از تبصره‌های خداوند یعنی قربانی استفاده می‌کند و می‌تواند به بهشت برود، اما لوسیفر ناراحت از این کار فقط نیکوتین بدن او را که موجب سرطان ریه او شده‌است از او می‌گیرد به امید روزی که گناهانش موجب به جهنم رفتن او شود.

شیطان در سینما معمولا مظهر ایجاد وحشت، وسوسه، فریب، پلیدی و گاه نابودی است. یک بستر داستانی دراماتیک، که میدان نبرد خیر و شر است، نیاز به قهرمان و ضدقهرمان دارد و به قول خودمان آدم بده و آدم خوبه می خواهد. عموما در فیلم های “شیطان دار!”، شیطان آنتاگونیست ماجراست و در این فیلم ها، نقش بسیار مهم “شر” را دارد. اغلب هم اینگونه فیلم ها به ژانر وحشت تعلق دارند.

شیطان در سینما غالبا از قدرتی بلامنازع برخوردار است و این قدرت، ریشه در ماهیت فرامادی اش دارد. گاه درجلد انسان ها و گاه در جلد حیوانات و یا اشیا فرو می رود، مرزهای زمان و مکان را پشت سر می گذارد و می تواند به هر چهره و شکلی درآید. از این رو قهرمان داستان برای مواجهه و مقابله با او وغلبه بر او کار بسیار دشوار و گاه غیرممکنی پیش رو دارد. درعین حال همین ویژگی ها، شیطان را واجد جذابیت های تصویری و دراماتیک بسیاری می کند که باعث می شود همواره میان فیلمنامه نویسان و فیلمسازان، مشتری داشته باشد.

دنیای کنستانتین : در فیلم که تقریباً از دنیای مسیحیت منشأ می‌گیرد خدا به عنوان چیزی که میلیاردها قانون وضع کرده‌است و فرشتگان را مسئول بهشت و شیاطین را مسئول جهنم کرده‌است و افرادی نیمه فرشته و نیمه شیطان در این دنیا وجود دارند که تعادل را برقرار کرده یا برهم می‌زنند همچون خداوند پسر دارد (البته در این فیلم میتوان گفت افراط هم افراط شده است) شیطان هم فرزندی به نام مامون دارد.

کمیک استریپ سیاه انگلیسى با عنوان «آتش افروز جهنم» Hell Blazer درآمده و تبدیل به فیلم سینمایى شده است.

در واقع «آلن مور» نویسنده معروف انگلیسى آثار کمیک استریپ (مانند انجمن نجیب زادگان عجیب و از درون جهنم) را باید خالق اصلى شخصیت «جان کنستانتین» دانست که اولین بار سال ۱۹۸۵ در یک قسمت از مجموعه کتاب کمیک ترسناک «موجود باتلاقى» Swamp Thing او را وارد ماجرا کرد. Constantine اوایل یک ساحر با کت بارانى بلند بود که استعداد غریبى در عصبى کردن مردم داشت.

از سال ۱۹۸۸ ماجراهاى کنستانتین به صورت مستقل در مجموعه کتاب کمیک HELL BLAZER توسط کمپانى معروف دى. سى DC (ناشر سوپرمن) به چاپ رسید که داستانهایش را عمدتاً «جمى دلانو» مى نوشت و «جان ریج وى» آنها را تصویرسازى مى کرد.

انتشار این مجموعه تا به امروز ادامه پیدا کرده و طى این سالها نویسندگان بسیارى مثل گرث انیس، وارن الیس، برایان آزارلو و تصویرسازانى مانند مارک باکینگهام و استیو دیلان بر روى آن کار کرده اند. مجموعه کمیک بوک HELL BLAZER بر خلاف کمیک هاى حماسى با قهرمانان مثبت و آرمانى مثل سوپرمن و بتمن، دنیاى ترسناک و تیره اى دارد که ضد قهرمانش دست به اعمالى مى زند که گاهى از لحاظ اخلاقى سؤال برانگیزند. مدام سیگار دود مى کند و على رغم بعضى اعمال قهرمانانه، هدف اصلى اش زنده ماندن است و در مسیر مأموریت هایش کلى دشمن تراشى مى کند و براى رسیدن به هدف خیلى راحت دور و برى هایش را به کشتن مى دهد که بعضاً ارواح سرگردان آنها سر وقتش مى آیند و مزاحمش مى شوند، طورى که گاهى خودش را در محاصره دنیاى اشباح و مردگان مى بیند. کنستانتین در تعدادى از کتاب هاى کمیک ترسناک دیگر، مثل مرد شنى SANDMAN و کتابهاى جادو BOOKS OF MAGIC هم ظاهر شده است.

فیلم سینمایى «کنستانتین» اقتباسى آمریکایى از ماجراهاى این ضد قهرمان انگلیسى است. ملیت انگلیسى (متولد لیورپول) او عوض شده و وقایع در لس آنجلس مى گذرد. «کیانو ریوز» چشم و ابرومشکى هم شباهتى با «استینگ» ندارد.

«فرانسیس لاورنس» کارگردان جوان فیلم که پیش از این براى خواننده هاى معروفى مثل ویل اسمیت و بریتنى اسپیرز، ویدئو کلیپ مى ساخته، سعى کرده حال و هواى کمیک بوک را در انتخاب زوایاى دوربین و قاب بندى ها رعایت کند و تا حد زیادى هم موفق بوده، اما مشکل، فیلمنامه خشک و عبوس و قر و قاطى است که زیادى خودش را جدى مى گیرد و نمى تواند تعادل لازم بین فضاى فانتزى کمیک استریپى و بخشهاى ترسناک برقرار کند.

شاید یک لحن طنزآمیز و چند شوخى جذاب، حال و هواى فیلم را اندکى عوض مى کرد، اتفاقاً فیلمنامه، استعداد این شوخى ها را هم دارد.

مثلاً فرض کنید «جان کنستانتین» براى رفتن به دنیاى شیاطین و مردگان باید چند دقیقه پایش را داخل قابلمه آب بگذارد! کار هنرمندان جلوه هاى ویژه در طراحى فضاها و کاراکترهاى شیطانى عالى و دیدنى است. دوزخ به شکل شهر مدرنى تصویر شده که انگار در آتش یک بمباران اتمى مى سوزد و اشباح و اجنه در آن سرگردان هستند، اما شکل جلوه هاى ویژه رایانه اى در بعضى صحنه ها به همراه بازى کیانو ریوز، حاصل کار را مقدارى «ماتریکس زده» کرده.

 

در نتیجه به جاى تماشاى بازسازى سینمایى کمیک بوک HELL BLAZER با آش شله قلمکارى روبروییم که در آن از «جن گیر» تا «بلید BLADE» و «ماتریکس» پیدا مى شود.

همزمان با فیلم «کنستانتین» یک اقتباس کمیک بوکى دیگر هم روى پرده ها رفته، شهر گناه اثر فرانک میلر، طراح و نویسنده معروف کمیک استریپ که ظاهراً به خاطر همکارى نزدیکش با کارگردان و حتى مشارکت در کارگردانى، موفقیت بیشترى کسب کرده است.

۱: تبلیغ ارکان مذهب کاتولیک به سادگی و روانی در ذهن بیننده جای می گیرد. آموزه هایی چون مذمت خودکشی، گناهکار بودن انسانها، عدم توانایی دسترسی شیطان به انسان و وسوسه او از راه دور، …
۲: اگر شما کاری را به اشتباه انجام می دهی، باید پذیرنده عواقب آن باشی. در حالیکه در این فیلم خودکشی یک دختر در اثر وسوسه ها و اجبار نیروهای شیطانی بود.
۳: اگر نیروهای شیطانی بخواهند، می توانند انسان را از بین ببرند. به زبانی دیگر تقدیر انسان و زمان مرگ را در اختیار دارند.

۴: کنستانتین با یک بار خودکشی، قطعا جهنمی شده، به طوریکه حتی خود شیطان شخصا برای بردنش باید بیاید. در حالیکه آنچه در فیلم دیده می شود، تنها خوبیها و خدمات وی به بشریت است! درست است که همه اینها را برای راه یابی به بهشت انجام می دهد، ولی آیا باز هم این به معنای بخشیده شدن وی است؟ کنستانتین برای دومین بار هم خودکشی می کند تا شیطان را ببیند. در تمام مدت ۲۰ ساله بخشیده نشده است. آیا درگاه خداوندی که یک بار به فردی اجازه زندگی دوباره را داده است، تا این حد بسته است؟ ناامیدی از بخشایش را می توان از ۳۰ سیگار در روز کنستانتین و خودکشی در دود! دید.
۵: دختری که به خلاف میل خود و با وسوسه همین شیاطین خودکشی کرده، در حالیکه در تیمارستان بستری بوده، مستحق جهنم است! حتی نمی توان برای وی مراسم خاکسپاری برگزار نمود! همین فرد را شیطان در پاسخ به نیکی کنستانتین، به بهشت می برد! باز هم دستکاری، آن هم توسط شیطان، و در دنیای بعد از مرگ!

۶: نظام تقدیرگرا و از قبل پیش بینی شده، در سراسر فیلم تلقین میگردد. اینکه تقدیر و احتمالاً دستهای شیاطین می توانند تو را به قتلگاه ببرند! همه ما بازیچه هایی در دستان ابتدا شیطان و سپس خدا هستیم! چرا که قدرت نیروهای شیطانی بیش از دیگران است.
۷: خودکشی هم اگر در نهایت منجر به یک کار نیک گردد، می تواند منجر به معجزه و بازگشت به زندگی شود. این تنها جایی است که حضور خدا احساس می گردد. ولی آنچه در نهایت می بینیم، به نوعی مهلت گرفتن کنستانتین را هم می توان در این مقوله گنجاند.
۸: اقدام اولیه کنستانتین برای نجات جهان (در اینجا هم مانند بسیاری از فیلمهای ساخت آمریکا ناجی جهان مد نظر است) نبایستی به خاطر یک دختر باشد. در حالیکه تنها درخواست وی از شیطان، بهشت رفتن خواهر همان دختر است!

در حالیکه در کلیت ماجرا گفتیم :  کنستانتین خودکشی می‌کند تا خود لوسیفر به دنبال او بیاید تا بفهمد پسرش از او جلو زده‌است و از لوسیفر می‌خواهد تا در مقابل از مرگ خواهر دوقلو جلوگیری کند و در این صورت از یکی از تبصره‌های خداوند یعنی قربانی استفاده می‌کند و می‌تواند به بهشت برود، اما لوسیفر ناراحت از این کار فقط نیکوتین بدن او را که موجب سرطان ریه او شده‌است از او می‌گیرد به امید روزی که گناهانش موجب به جهنم رفتن او شود. (نتیجه گیری کلی همیشه با بیننده است).

اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *