┋[لاتاری » Lottery]┋, فیلمی است به (“کارگردانی » محمدحسین مهدویان | Mohammad Hossein Mahdavian“) و در ژانر ┋[درامعاشقانهدلهره آور]┋, که توسط (“کمپانی » موسسه سینمایی سیمای مهر“) تهیه و تولید شده است و در “سال  ۱۳۹۶” بصورت عمومی نمایش و اکران شده است.

 

فیلم لاتاری به کارگردانی و نویسندگی محمد حسین مهدویان داستان دو جوان بیست و یکی دو ساله است که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند. ولی خانواده ها چندان موافق این ازدواج نیستند .آنها منتظر هستند تا به مرور زمان رضایت خانواده هایشان را بدست آورند. آن دو یک رویا دارند؛ برنده شدن در لاتاری و دریافت گرین کارت امریکا.

┋[لاتاری » Lottery]┋ / بازیگران : 

(” هادی حجازی فر,  ساعد سهیلی,  زیبا کرمعلی,  جواد عزتی,  حمید فرخ نژاد,  امیرحسین هاشمی,  نادر سلیمانی,  مهسا باقری,  مهدی زمین پرداز “)

“لاتاری” سومین ساخته بلند محمدحسین مهدویان، یک درام اجتماعی تندوتیز است که حرف مهمی هم دارد. یک “قیصر” معاصر ناامید از سیستم حاکم دست به اقدام شخصی می‌زند.
اینکه نسل اصیل جنگ که حالا گوشه‌نشین شده دست به دست نسل جوان می‌دهد نکته مهمی است. نسل جوانی که به رغم نگاه حاکم، نه بی‌غیرت است و نه بی‌اصول. هر دو نادیده گرفته شده‌اند و هردو آنها به یکدیگر نزدیک می‌شوند و با هم برای اصولشان عصیان می‌کنند.
“لاتاری” یک هشدار مهم است که یادآوری کند؛ ملت برای ارزش‌های اخلاقی‌ای جنگید که دیگر در میان سیستم حاکم محلی از اعراب ندارد.
لاتارى عقبگرد آشکارى است نسبت به دو فیلم پیشین مهدویان. حرکات بی جهت تند و لرزان دوربین، فیلمنامه ى بى جهت کش آمده و انتقال پیام به شعارى ترین شکل ممکن. به باورم ضعف نهفته در فیلمنامه دو فیلم قبلى مهدویان که به جهت رویکرد مستندگونه آن دو اثر چندان به چشم نمى آمد در این فیلم به جهت آنکه “لاتارى” یک درام است کاملاً عیان مى شود و فیلم از این بخش ضربه سختى مى خورد.
پایان بندى فیلم یادآور فیلمفارسیهاى دهه ۴٠ است و تصمیمات قهرمانهاى آن فیلمها و درگیرى یک تنه با بدمن! و من هم قبول دارم که همسویى فیلمساز با شخصیتهاى اصلى فیلمش به لحاظ عقیدتى مى تواند مشکل آفرین باشد.این فیلم را دوست نداشتم و به شدت خسته ام کرد.
البته ناگفته نماند؛ بازیهاى فیلم همگى درخشان اند.

 

محمدحسین مهدویان در سومین اثر سینمایی اش به جامعه ی معاصر پرداخته، بعد از دو فیلم دفاع مقدس و سیاسی حالا مهدویان کوشیده است با خلق یک اثر ملودراماتیک به ایران فعلی بپردازد دغدغه در فیلم لاتاری موج می زند و انگار فیلمساز از شروعِ تیتراژ فیلمش که تصاویری از تهران است می خواهد حرف جدی بزند که شاید در نگاه اول لاتاری مخاطب را به یاد مستند فقر و فحشای ده نمکی بی اندازد.

شاید مخاطب فکر کند موضوع لاتاری به شدت نخ نما شده، اما واضح و مبرهن است که مهدویان از سینمای مستند می آید به همین جهت احساس می شود لاتاری با یک تحقیق گسترده یی ساخته شده و هنوز موضوع قاچاق دختران ایرانی به دوبی مسئله ی مهمی ست, اما مهدویان چگونه به این موضوع پرداخته است ؟ بسیاری از دوستان رسانه یی و منتقد این فیلم را سفارشی می دانند اما سفارش از طرف چه کسی؟

مگر کسی توانسته جلوی این فحشا و تن فروشی را بگیرد که حالا به مهدویان سفارش کند فیلمی با این مضمون بسازد؟ اگر در دهه ی چهل قیصر ساخته می شود و قیصر به خاطر ناموسش قید همه چی را می زند با یک چاقو می خواهد به حق فردی اش برسد در فیلم لاتاری هم امیرعلی می خواهد بداند نامسوس خود چگونه در دوبی مُرده است، اما از طرفی دیگر موضوع اصلی لاتاری موسی است انگار مهدویان با خلق شخصیت موسی سعی کرده قهرمان پروری کند و راهش را هم درست رفته است موسی قیصر دهه ی نود است که پایش را فراتر از قیصر هم دراز می کند از مرز می گذرد تا بتواند حق را بگیرد او حتی از ماشین و خانواده اش می گذرد تا با امیرعلی به دوبی برود تا پرده از مرگ نوشین بردارد ساسان می گوید موسی موجی است اما این موج باعث شده تا موسی غیرت را از یادش نبرد هشت سال جنگ کرده است و سال ها در ارگان دولتی خدمت کرده اما حالا مربی فوتبال جوانان است ، مهدویان برای موسی توانسته سنگ تمام بگذارد و او را به یک قهرمان مستقل که غیرت را می فهمد تبدیل کند قهرمانی از جنس فیلم های حاتمی کیا یا اصلا قهرمانی مثل حاج کاظم آژانس شیشه یی که هنوز هم معتقد است جنگ ادامه دارد خلق کند، موسی برای امیرعلی خودش را به مخمصه نمی اندازد او برای کشورش می خواهد خون کسی را بریزد که به ناموس وطنش دست درازی کرده است آیا این نوعِ دفاع شعار محسوب می شود؟

در کشوری که کسی نمی تواند به مشکل امیرعلی رسیدگی کند موسی باید با چاقو وارد میدان بشود ، اساسا شخصیت موسی ابعاد گسترده یی از یک قهرمان را دارد قهرمانی که با همرزمانش سر جنگ دارد که جواب جوانان را چه گونه بدهیم ؟

اتفاقا مهدویان از شعار گذشته است اگر قرار بود مهدویان شعارهای ریزودرشت را در دل فیلم و شخصیت هایش جا بدهد چه نیازی به دوبی رفتن بود؟

اگر مهدویان قصد داشت با سفارشات از مسئولین فیلمی این چنینی بسازد که قواعد باید طور دیگری می شد، دیالوگ هایی که موسی یا مرتضی می گویند شعار نیستند .

مرتضی به فکر مصلحت نظام است و موسی به فکر غیرت و ناموس دزدی از وطنش ، امیرعلی می خواهد راز مرگ نوشین را بداند و موسی می خواهد دوباره خون دشمن کشورش را بریزد که این بار دشمن یک ایرانی ست به نام سامی که نوشین را به دوبی فرستاده است و یک شیخ عرب که قصد داشته به ازای پرداخت پول نوشین را بخرد.

کمی باید هوشیارانه فیلم لاتاری را ببنیم موضوع اصلی به هیچ وجه نوشین و رفتن او به دوبی نیست زیرا این دختر کم سن و سال مستعد این بود که برای عرض اندام کردن دست به هر کاری بزند با توجه به دیالوگ های اول فیلمش در پارک، و اینکه امیرعلی در همان ابتدای فیلم به موهای رنگ کرده و لاک های نوشین تاکید می کند و اساسا مهم نیست که رابطه ی امیرعلی با نوشین چقدر بوده و میزان ارتباط شان چه اندازه یی بوده است مهم رگ غیرت امیرعلی ست که جریحه دار می شود و این اتفاق برای خیلی از آدم ها می افتد که به دلیل فقر نامزدشان به سوی فرد دیگری می روند .

اما اینکه نوشین گول خورده است یا با اطلاعات قبلی به دوبی رفته است بماند؟

اما قصه ی لاتاری به قاچاق دختران جوان به دوبی مربوط می شود و موسی مانند یک پدر امیرعلی را حمایت می کند تا او هم یک قهرمان باشد کاری که پدر امیرعلی نمی کند و ترجیح می دهد به جای رسیدگی به حال پسرش دستشویی خانه اش را تعمیر کند، موسی و امیرعلی آدم هایی اند که دست خالی می خواهند به طرف دشمن بروند دشمنی که خودی است و دشمن دیگری که یک عرب تاجرزاده است این مسائل برای موسی قابل هضم نمی باشد، موسی در تهران سعی می کند به نتیجه برسد اما کسی پاسخگوی او نیست همین مسئله ی مهم است که لاتاری را از فیلم سفارشی بودن نجات می دهد و چقدر خوب که فیلمساز تصمیم می گیرد از امیرعلی و موسی قیصر بسازد( اگر قصدش چنین بوده) زمانی که کسی جواب گوی حق نیست باید طور دیگری وارد میدان جنگ شد و حق را گرفت دقیقا کاری که موسی برای وطنش می کند درست بر عکس پدر نوشین!

مرتضی اسلحه دارد و به راحتی سامی را می کشد اما موسی با چاقو و دستانش یک عرب را می کشد او می داند که تصاویرش ثبت می شود و دیگر راهی برای بازگشت به ایران ندارد اما آرام می گیرد وقتی توانسته خون کسی را بریزد که به ناموس وطنش دست درازی کرده است حالا باهر نگرشی که نوشین در سرش داشته مسئله ی موسی نوشین هایی ست که به دوبی می روند و آدم هایی که از داخل ایران نمی توانند جلوی این فحشا را بگیرند.

تعداد کثیری از منتقدان محترم می گویند موسی شعار می دهد، فیلم سفارشی و فیلمفارسی ست ، احتمالا این منتقدان مصلحت اندیش روشنفکرنما نظر دیگری درباره ی غیرت ایرانی دارند، شدیدا باید برای این نگرش های جوگیرانه متاسف بود زیرا لاتاری تنها فیلمی ست که موضعش کاملا مشخص است فیلمی که داستان می گوید و یک ملودارم کامل است که می خواهد تا انتها برود، مهم تر از تمامی این موارد مهدویان به عنوان کارگردان به قصه گویی و اصول روایت در ملودرام تسلط کامل دارد، اگر بخواهیم به چند نکته ی ضعف در فیلم بپردازیم دوربین روی دست آن است که باعث عدم تمرکز مخاطب می شود زوم های بی منطق و لرزه های دوربینی که بیشتر درونمایه ی فیلم را مستندگونه کرده است .

لاتاری به شدت کشدار است اما این کشدار بودن به منطق روایی فیلم آسیب نمی رساند چرا که خصوصیات ملودرام، واقع گرایی ست و نشانه ی آن جزئیات پردازی در شکل گیری شخصیت است و مهدویان توانسته به درستی قواعد ملودرام را به سینما تبدیل کند اما احساس می شود زمانی که فیلم به دوبی می رود نیمه ی اول فیلم کارکردش را از دست می دهد و این به دلیل بافت ملودرامی ست که در این فیلم از آن استفاده شده .

بازی هادی حجازی فر به شدت رو به موفقیت است و مهم ترین موضوع در بازی او غالب پذیری نقش است که می تواند به راحتی نقش را برای خود کند و بدرخشد ساعد سهیلی حمید فرخ نژاد نادر سلیمانی و جواد عزتی با یک بازی متفاوت توانسته اند لاتاری را به یک فیلم مهم تبدیل کنند.

سومین فیلم مهدویان مهم تر از دو اثر قبلی اش است زیرا لاتاری یک ملودرام تمام عیار است که مخاطبش را تحت تاثیر قرار می دهد ، در نما به نمای این فیلم یک شور و دغدغه ی مهم احساس می شود که برای بعضی از کارشناسان شاید خوشایند نباشد ، اما لاتاری برای مخاطب سینما ساخته شده و فیلمسازش با جسارت تحسین برانگیزی یک فیلم تمام عیار ساخته است.

 

منبع:
  • وکی پدیا
  • سلام سینما
  • ایران خبر 
  • خبرروز

1 یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *