سوءتفاهم (The Misunderstanding) 1396

 

┋[سوءتفاهم» The Misunderstanding]┋, فیلمی است به (“کارگردانی » احمدرضا معتمدی | Ahmad Reza Motamedi“) و در ژانر ┋[دراممعماییدلهره آور]┋, که توسط (“کمپانی » سازمان هنری رسانه ای اوج“) تهیه و تولید شده است و در “سال  ۱۳۹۶” بصورت عمومی نمایش و اکران شده است.

احمدرضا معتمدی | Ahmad Reza Motamedi فارغ التحصیل رشته اقتصاد از دانشگاه تهران است. وی در سال ۱۳۷۲ به عنوان فیلمنامه‌نویس در فیلم یاران، فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد.معتمدی پیش از شروع فعالیت در سینما سال‌ها به نظریه پردازی در حوزه مباحث تئوریک هنر و فلسفه زیبایی شناسی در مطبوعات و کتب مشغول بوده است.در کارنامه سینمایی معتمدی فعالیت در بخش‌های کارگردانی، نویسندگی، تهیه‌کنندگی و طراحی لباس و دکور به چشم می‌خورد.معتمدی کارگردانی تجربه‌گراست؛ تفاوت میان فیلم‌هایی که او ساخته است «زشت و زیبا» و «دیوانه از قفس پرید» و «قاعده بازی» بیانگر همین نگاه تجربه‌گرای او در سینماست.

بازیگران / ┋[سوءتفاهم» The Misunderstanding]┋ : 

مریلا زارعی، کامبیز دیرباز، اکبر عبدی، پژمان جمشیدی بازیگران اصلی «سوء تفاهم» هستند.

 

داستان فیلم ماجرای یک گروگان‌گیری است که طی آن همه چیز در متن واقعیت پیش می‌رود اما از نقطه‌ای به بعد مشخص می‌شود رئیسِ (مریلا زارعی) دار و دسته گروگان‌گیرنده در واقع کارگردان فیلمی است که ماجرای واقعی گروگانگیری هم بخشی از فیلمنامه‌ی آن بوده است. هرچه از زمان فیلم می‌گذرد مخاطب نسبت به اینکه درحال تماشای فیلم است یا بازنمایی یک فیلمِ درجریانِ دیگر، دچار شک و تردید و سوء تفاهم می‌شود، و از تشخیص اینکه در هر لحظه شاهد بازنمایی واقعیت است، یا بازنماییِ بازنماییِ واقعیت در می‌ماند.

 

[سوءتفاهم» The Misunderstanding] تلفیق ژانرهای تریلر روان‌شناختی، کمدی، و فلسفی است. ابتدای فیلم با جمله‌ای از ژان بودریارفیلسوف فرانسوی آغاز می‌شود.

در معرفی [سوءتفاهم» The Misunderstanding] باید گفت که به نظر می‌رسد ایده و طرح فیلمنامه ای که “احمدرضا معتمدی” در مورد فیلمنامه و داستان دارد به قدر کافی پیچیدگی داشته است که یک روایت سرراست و بدون بازی‌های فرمی هم می‌توانست به اندازه‌ی کافی جذاب و پیچیده و معمایی باشد.

اما “معتمدی” برای ایجاد پیچیدگی بیشتر در روایت سوژه‌ی فیلم را پنهان کرده است. آن چیزی که می‌بایست در فیلم پنهان باشد و کشف آن موجب رابطه‌ی ذهنی و عاطفی تماشاگر با فیلم است درونمایه‌های متفاوتی است که می‌تواند در فیلم وجود داشته باشد.

[سوءتفاهم» The Misunderstanding] داستانی لایه لایه دارد. در واقعیت اول با دستیار کارگردانی (کامبیز دیرباز) رو به رو هستیم که به دختر جوانی (هانیه توسلی) وعده ی بازی داده است. دختر بازیگر نیست و استعدادش را هم ندارد، اما برای بازی در این فیلم حاضر می شود پول ساخت آن را فراهم کند. به این صورت که به طور خودخواسته نقش ربوده شده را بازی کرده و گروه، پدر دختر (اکبر عبدی) را تلکه می کند. پول به گروه می رسد و تازه متوجه لایه دوم می شویم. لایه دوم صحنه هایی است که تا الان بازی شده است.

این صحنه ها بخشی از فیلمی بوده که گروه در تلاش برای ساختن آن است. این دومین لایه و واقعیت فیلم است. گروهی که سرپرستی اش را رئیس (مریلا زارعی) بر عهده دارد و گمان می کنیم او همه ی کاره این جمع است؛ گمانی که واقعیت سوم آن را بر هم می زند. واقعیت سوم رئیس دیگری را رو می کند که پدر دختر ربوده شده است.

شاید واقعیت چهارم فیلم را هم بتوانیم دوربین مخفی بالای سر پدر دختر در نظر بگیریم که نشان می دهد او نیز زیر دست است و پای عنصر قوی تری در میان است؛ عنصری که شاید خود فیلمساز یعنی معتمدی باشد و شاید کسی دیگر.

[سوءتفاهم» The Misunderstanding] فیلم عجیبی است، فیلمی که از روال عادی و خطی داستان گویی دور شده و چنان مخاطب را گیج می کند که برای فرار از این گیج شدن ترجیح می دهد سالن را ترک کرده و یا لقب «فیلم بد» را به آن القا کند.

[سوءتفاهم» The Misunderstanding] بی شک فیلمی تفکر برانگیز است، اتفاقی که قطعا فیلمساز هم دنبالش بوده و خواسته مخاطبش را به چالش بکشد. او از همه ی توانی که داشته برای این به چالش کشیدن استفاده کرده و در این راه موفق هم شده است.

اما شاید مهم ترین دلیلی که سوءتفاهم موردِ سوءتفاهم اهالی سینما و مخاطبانش قرار گرفته، اکران در گروه نادرست باشد. گروه اصلی سینمای ما ظرفیت فیلمهایی چنین غریب و متفاوت را ندارد.

مخاطب عامه ی سینما در این سالها به وضوح نشان داده که نمی خواهد فیلمی خارج  از عرفِ ذهنی اش ببیند؛ مخصوصا اگر فیلم نیاز به تفکری بیشتر از معمول داشته باشد. مخاطب سینمای عام ترجیح می دهد فیلم های سرراست تری را ببیند.

البته می توان به او حق هم داد. [سوءتفاهم» The Misunderstanding] فیلمی گیج کننده است و تا پایان مخاطب را درگیر این موضوع می کند که فیملساز چه می خواهد بگوید. برای کشاندن مخاطب مرتبط به این فیلم در سینما بهتر بود، سوءتفاهم در  گروه هنر و تجربه اکران می شد.

گروهی که برای نمایش فیلم های خاص طراحی شده و مخاطبش می داند قرار نیست فیلمی ببیند که مانند فیلم های گروه اصلی سر راست و گاهی بیش از حد سرراست است.

مخاطب هنر و تجربه می داند قرار است یا با فرمی متفاوت یا با قصه ای عجیب و یا با موضوعی حوصله سربَر و شاید جذاب رو به رو شود. هر چه هست می داند فیلم عادی نیست و نباید از آن توقع سریع جذب شدن داشته باشد.

 

[سوءتفاهم» The Misunderstanding] اگر در گروه هنر و تجربه اکران می شد، می توانست اکران موفق تری داشته و نقد های عمیق تر هم از مخاطبانش بگیرد.

[سوءتفاهم» The Misunderstanding] فیلمی است که برای دیدن و فهمیدنش نیاز به کمی تحقیق در مورد فیلمساز و مباحث فلسفی مورد نظر او دارد. فیلمی که اگر مخاطب به مسائل مورد نظر فیلمساز آگاه باشد، می تواند ارتباط بیشتری با آن برقرار کند، البته این موضوع هم تضمینی بر درک فیلم و جهان مورد نظر فیلمساز نیست.

احمدضا معتمدی، فیلمساز جسور و ریسک پذیری است که در جامعه ی نامتفکر ما، دست به ساخت فیلمی زده که ریسک فهمیدنش پایین است. احتمالا او با تمام تجربه ی فیلمسازی اش فهمیده که این گونه فیلم ها در سینمای ما موفق نخواهد بود، مخصوصا اگر در قصه پردازی و اجرا نیز لنگش داشته باشد.

[سوءتفاهم» The Misunderstanding] فیلمی متفاوت برای مخاطبی است که دوست دارد نوع جدیدی از چالش را تجربه کند و خود را به تفکر وا بدارد یا حداقل بعد از اتمام فیلم دنبال مفهومی برای واقعیت بگردد.

 

منابع :

  • ویکی پدیا-سینما و فیلم- هنر و تجربه-سینما امروز
اشتراک گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *