فکر کنم الان تنها هستیم (I Think We’re Alone Now) 2018

 

فیلم I Think We’re Alone Now اثری آخرالزمانی و علمی تخیلی به کارگردانی رید مورانو Reed Morano و محصول سال ۲۰۱۸ میلادی است.

دل با بازی پیتر دینکلیج Peter Dinklage بازیگر سریال پر طرفدار تاج و تخت، ظاهراً آخرین بازمانده از اتفاقی دهشتناک یعنی نابودی نژاد بشر در شهری در آمریکا است، اتفاقی که تا میانه‌ی داستان بر مخاطب پوشیده می‌ماند.

ال فانینگ، پل جیاماتی و شارلوت گنزبور از بازیگرانی هستند که در فیلم I Think We’re Alone Now به ایفای نقش پرداخته اند.

پیتر دینکلیج در نقش دل ظاهر می‌شود، مردی که در ابتدای فیلم پشت فرمان ماشین بزرگش نشسته و در شهری که به نظر خالی از سکنه می‌آید پرسه می‌زند.
او با رفتن به داخل هر خانه، دستکش‌هایی به دست می‌کند و بعد از زدن ماسکی به صورت، شروع به پاکسازی منزل می‌کند و وسایلی را نیز برای خود برمی‌دارد، وسایلی از قبیل باتری و خوردنی‌جات مختلف و…
جنازه‌هایی نیز در این خانه‌ها وجود دارد که به نظر پوسیده می‌آیند و سالهاست که ازمرگشان گذشته، آنها یا روی مبل نشسته‌اند یا در حمام هستند و یا حتی پشت میز نهار، ظاهرا همگی آنان ناگهانی‌ مرده‌اند.

علامت ضربدر بزرگی جلوی خانه‌ها با گچ یا اسپری سفید می‌کشد. جنازه ها را باندپیچی کرده و با خود به قبرستانی که درست کرده می‌برد.

دل وسایلی چون باتری، لپ تاپ از خانه های مردگان جمع آوری می‌کند و شب ها، فیلم های مهم تاریخ سینما را در همان لپ تاپ‌ها تا زمانی که باطریشان شارژ دارد، می‌بیند.

او همچنین در اوقات فراغتش به ماهیگیری و آرشیو کردن کتاب‌ها و مجلات در کتابخانه‌ی شهر می‌پردازد، جایی که قبل از این اتفاق موحش در آن جا کار می‌کرده است. مردم شهر همگی در یک ساعت مشخص و هر کدام در هر موقعیتی که بوده اند به یک باره جان سپرده اند. یکی در خواب، یکی در حمام، دیگری در حین رانندگی و …

 

 

فیلم به چند قسمت تقسیم می‌شود در قسمت ابتدایی فیلم دل در شهر مردگان تنهاست،
در قسمت دوم مقاومت دل در مقابل حضور دختر جوان
و قسمت سوم ماجرای عشق این دو به هم. دل و دختر جوان به مثابه‌ی آدم و حوا می‌شوند و شاید آغازگر جهانی دیگر.

فیلم روایت تنهایی انسان معاصر است همان طور که از اسم فیلم پیداست: فکر کنم الان تنها هستیم.

دل چندان هم از وضعیتش ناراحت نیست، او به این شکل زندگی اش خو کرده است. تا جایی که وقتی نظم زندگی او با حضور دختر جوان در حال تغییر است به شدت مخالفت می‌کند.

در ابتدای فیلم I Think We’re Alone Now مخاطب فکر می‌کند که ژانر فیلم جنایی است اما رفته رفته در می‌یابد که با درامی علمی تخیلی مواجه است.

فیلم از زوایایی جالب و متفاوت است , فیلم I Think We’re Alone Now کاری به جریان اینکه چرا دنیا به اینجا رسیده و دلیل مرگ تمامی انسان‌ها در یک روز و ساعت خاص ندارد و قصد هم ندارد وارد لایه‌های علمی-تخیلی سوژه خود بشود، بلکه ترجیح می‌دهد در حالتی که بیشتر به هنر پست مدرن نزدیک است، به حواشی ماجرا بپردازد و این حواشی را رنگ و لعاب ببخشد.

فیلم I Think We’re Alone Now روایتی ساده را شروع می‌کند و فرمان را در جاده خلوت خود خوب پیش می‌برد و دقیقا در زمانی که تصمیم به ایجاد ترافیک در این خط داستانی می‌کند، عنان را از دست می‌دهد و تبدیل به اثری معمولی می‌شود و از مبدل شدن به یک اثر ماندگار باز می‌ماند.

اما تنها چیزی که می‌تواند در اواخر فیلم، آن را سرپا نگه دارد بازی قدرتمندانه هر دو بازیگر اصلی فیلم و البته چشمنواز بودن دوربین‌های فیلمبردار است که حس فیلم را تا حدی نگه می‌دارد و مانع از هدر رفتن کلی آن می‌شود.

ولی در کل فیلم I Think We’re Alone Now به ژانر خاصی محدود نمی‌شود و پساآخرالزمان را در روایتی عاشقانه، پست مدرن و مینی مال روایت می‌کند که تا پیش از این همانند آن کمتر دیده شده  و همین موضوع باعث می‌شود که بگویم حتما این فیلم را در تماشاخونه ببینید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *