خوب، بد، زشت (The Good, the Bad and the Ugly) 1966

 

داستان فیلم خوب، بد، زشت در خلال جنگ داخلی آمریکا رخ می دهد و در مورد سه جنایت کار بزرگ آمریکایی -به اصطلاح وسترن- است. سه نفر از بهترین هفت تیر کش های زمانه که به صورت اتفاقی از راز ۲۰۰ هزار دلار پول به سرقت رفته، خبر دار شده و بر آن می شوند تا این پول ها را به دست بیاوردند. ما در داستان فیلم با تلاش و تبهکاری این سه شخصیت روبه رو می شویم.

جنگ داخلی آمریکا پس از انتخابات ۱۸۶۰ و به قدرت رسیدن رئیس جمهور وقت ایالات متحده آمریکا، آبراهام لینکلن، آغاز گشت. ایالت کارولینای جنوبی توسط قانون اساسی داخلی خود، از آمریکا جدا شد و به همراه آن ایالت های جورجیا، فلوریدا، آلاباما، می‌سی‌سی‌پی، لوئیزیانا و تگزاس، آرکانزاس، کارولینای شمالی، ویرجینیا و تنسی کنفدراسیون کشورهای آمریکا را تشکیل دادند. این ایالت های جنوبی به ایالت های برده داری مشهور بودند؛ زیرا در این ایالت ها سرمایه داران و فئودال ها هنوز از قانون منع برده داری تبعیت نمی کردند و برده داری در این ایالت ها اجرا می شد. رئیس جمهور وقت ایالت های جنوبی، جفرسون دیویس، بود.

فیلم خوب، بد، زشت، یکی از سه فیلم “سه گانه دلار”، ساخته سرجیو لئونه است .  سرجیو لئونه یکی از سنت شکن ترین و خلاق ترین کارگردانان سینمای وسترن بود. او کارش را در سینما با پدر فیلمسازش که یکی از چپ ترین کارگردانان ایتالیا بود شروع کرد. بعدها این شانس را پیدا کرد که دستیار ویلیام وایلر در بن هور شود و صحنه مربوط به مسابقه ارابه رانی را کارگردانی کند، بعد ها نیز در سودوم و عموره ساخته رابرت الدریچ دستیار اول او شد. ولی شهرت وقتی به سراغ استاد امد که در سال ۱۹۶۴ با بازیگران اکثرا تازه کار وسترنی را ساخت که بعدها پایه گذاری سبکی به نام وسترن اسپاگتی شد.

خوب، بد، زشت دومین فیلم وسترن سرجیو لئونه است. وسترن های او که ملیت ایتالیایی دارد به «وسترن اسپاگتی» معروف است که ترکیبی از فرهنگ ایتالیایی و آمریکایی را دارا است و نسبت به نوع آمریکایی اش دارای خشونت بیشتری است. لئونه دنیای خاص آدم هایی را به تصویر می کشد که در فاصله میان خوبی و بدی، راستی و ناراستی، اعتماد و عدم اعتماد و کشتن و نکشتن همدیگر برای بقا در تردیدند. او سه شخصیتی را نشان می دهد که تنها هستند و برای باقی ماندن باید بجنگند. آنها انسان هایی یک بعدی بار آمده اند و نوعی دیگر از زندگی را نیاموخته اند و مجبور به اینگونه زندگی اند، پس به ناچار سعی دارند همین هویت نصفه نیمه خود را حفظ کنند. کافی است در چنین فضایی یک لحظه احساسات بر عقل قهرمان غلبه کند و این مساوی است با نیست شدن به همین راحتی. پس نوع زندگی آنها ایجاب می کند که از عواطف دوری کنند.

این سه گانه شامل فیلم های “یک مشت دلار ۱۹۶۴”، “به خاطر یک مشت دلار ۱۹۶۵” و “خوب، بد، زشت ۱۹۶۶” است که هر سه آن ها از فیلم های فاخر سرجیو لئونه و هم چنین تاریخ سینمای وسترن اند. همیشه سینما دوستان، فیلم های وسترن را با نام این سه فیلم به خاطر خواهند سپرد.

سه گانه ای که اعتبار جهانی و بین المللی سرجیو لئونه را چند صد برابر کرد و نام او را برای همیشه در تاریخ بزرگ ترین فیلم سازان تاریخ قرار داد. داستان این فیلم را خود سرجیو لئونه به همراه لوسیانو وینچنزولی نوشت و در تبدیل آن به فیلم نامه نیز سرجیو لئونه به همراه لوسیانو وینچنزولی و ایج و اسکارپلی (که ایجنور انکروچی و فوریو اسکارپلی با هم دیگر فیلم نامه بیش از صد فیلم را نوشته اند) کار اصلی را انجام داد. موسیقی فیلم هم از ماندگارترین موسیقی متن های تاریخ سینما می باشد که توسط استاد بزرگ موسیقی، انینیو موریکونه، ساخته شده تا همه عناصر تشکیل دهنده فیلمی خوب مهیا باشد. سرجیو لئونه با این که این فیلم را در ایتالیا ساخت ولی از بازیگران بزرگ وسترن هالیوود یعنی کلینت استوود (در نقش خوب)، لی ون کلیف (در نقش بد) و الی والاک (در نقش زشت) استفاده کرد تا بتواند اثری ماندگار خلق کند.

شخصیت های اصلی فیلم به سه بخش خوب- بد- زشت تقسیم می شوند.

شخصیت خوب (کلینت ایستوود (بلاندی-خوب) که  شخصیت خوب در واقع خیلی خوب نیست )
او در رفاقت نارو می زند و برای پول آدم می کشد و هیچ کس هم برایش اهمیت ندارد. خوب تنها از دو شخصیت دیگر خوب تر است و -مثلا- در فیلم نمی بینیم که او هیچ انسان بی گناهی را بکشد. خوب هفت تیر کشی فوق العاده است و شخصیت بسیار خونسردی دارد و به نسبت دو شخصیت دیگر از نظر ظاهری، بهتر است.

شخصیت بد ( الای والاچ (توکو-بد) یک شخصیت بی رحم و آدم کش است که در ازای دریافت پول حاضر به انجام هر کاریست)
او گروهبان ارتش یانکی ها (لباس آبی ها) می باشد و در کار های کثیف زیادی هم چون قتل، گروگان گیری، سرقت و فروختن اموال گروگان ها و کارهای کثیف دیگری شرکت می کند. او نوعی شرافت خاص در انجام کارهایش دارد. زمانی که پولی را از کسی در ازای کاری دریافت می کند، تا پایان، آن کار را انجام می دهد؛ حتی اگر نفر بعدی پول بیشتری به او پیشنهاد دهد. بد نیز در هفت تیر کشی مهارت بسیار بالایی دارد.

زشت (لی ون کلیفت (زشت) یک دزد و قاتل بی رحم. کسی که به موش کثیف مشهور است )
زشت هفت تیر کش چالاکی است و شخصیت بامزه ای که نشانگر از احمق بودن و ساده لوح بودن او است، دارد. برادر او یک کشیش است و زشت در صحنه برخورد به برادرش می گوید: “در سرزمین ما برای زنده ماندن، یا باید کشیش شد یا راه زن؛ چون تو ترسو بودی راه ساده را انتخاب کردی”. از جمله تخلفات زشت که در فیلم از آن ها یاد می شود می توان به سرقت مسلحانه ازشهروندان، بانک ایالتی و صندوق های پستی و هم چنین سرقت اشیا مقدس و وقف شده، ایجاد حریق در زندان ایالتی، شهادت دروغ، دو همسری و رها کردن همسر و فرزندان، فعالیت در فحشا، آدم ربایی، اخاذی، دریافت اموال دزدی، فروختن اموال دزدی و ساخت پول تقلبی اشاره کرد.

خوب، بد، زشت را می توان اوج شکوه ژانر فیلم های وسترن اسپاگتی دانست. فیلمی که می توان گفت یک فیلم مردانه خشن است. فیلمی که سرجیو لئونه با وسواس زیاد و با انتخاب بهترین ها در هر قسمت آن را ساخت و توانست این حقیقت دلخراش زمانه آمریکا را به صورت فیلم درآورده و به تصویر بکشد. حقیقت تلخی از جنگ بین مردمان یک سرزمین و جنگ بین افرادی که برای به دست آوردن طلا و پول به هر کار کثیفی دست می زنند.

در فیلم خوب، بد، زشت چند دیالوگ بسیار مهم داریم. اولی در ابتدای فیلم است که زشت به خوب می گوید:” دو جور آدم توی این دنیا وجود داره دوست من. اونایی که طناب دور گردنشونه و اونایی که با تفنگ طناب رو پاره می کنن. طناب و گردن برای منه پس دفعه بعد سهم بیشتری می خوام. ” دومی جایی است که زشت از پنچره داخل می آید و خوب را غافلگیر می کند:” دو جور حشره وجود داره. اونایی که از در می آن تو و اونایی که از پنجره می آن. ” و سومی هم در قبرستان که خوب به زشت می گوید:” توی این دنیا دو جور آدم وجود داره دوست من. اونایی که هفت تیر پر دستشونه و اونایی که زمین رو میکنن. تو بکن!”

موسیقی متن و درون فیلم یکی از شاهکار ترین و معروف ترین موسیقی هاییست که بارها در فیلم‌های مختلف مورد استفاده قرار گرفته‌ است و بدون هیچ شکی، همه ی ما بارها انها را شنیده ایم. این تم را بارها در جاهای مختلف از دهان یک کودک به صورت “سوت” و هم در فیلم هایی مثل “بیل را بکش” تارانتینو شنیده ایم. سازنده ی تم موزیک فیلم، “انیو موریکونه” است که این تم جهانی را در حالی ساخت که میخواست جنبه ی امریکایی بودن فیلم به طور کامل حفظ شود. این تم به وسیله ی صدای یک ادم به صورت “وکال” و همچنین فلوت هندی ساخته شد که الحق یکی از بهترین و زیباترین تم های موزیک ای است که تاکنون ساخته شده و همچنین به شدت به درون مایه ی فیلم میخورد و به ان هدف میدهد.

سرجیو لئونه قصد بزرگ کردن تبهکاران را ندارد؛ بلکه می خواهد حقیقت تلخ جنگ و سودجویی های افراد در این برهه از زمان را نشان دهد تا شاید بتواند در این راستا فرهنگ سازی انجام دهد. صد البته برای این حرکت بزرگ، فیلمی ساخته که بسیار پر فروش بوده و برای تهیه کنندگان نیز راضی کننده باشد. او فیلمی ساخته که تنها برای یک نسل نیست و برای همیشه باقی خواهد ماند.
متاسفانه به دلایلی نامعلوم این فیلم، هیچ جایزه معتبری را از آن خود نکرد و به صورتی از جوایز سینمایی طرد شد و می توان از همه فستیوال های سینمایی به علت این سردی خرده گرفت.

در سه گانه دلار”به خاطر یک مشت دلار” در سال ۱۹۶۴، “به خاطر چند دلار بیشتر” در سال ۱۹۶۵ “خوب، بد، زشت” در سال ۱۹۶۶، لئونه در پی باز یافت دوباره ای ازخصوصیان ژانر و ویژگی ها و شاخصه های ان بود و در جهت تغییر شکل دادن و هجو ان به نوعی حرکت می کرد.

سرجیو لئونه با این داستان جذاب سعی کرده تا مادی گرایی و طمع پول را به نحو احسن به چشم بیننده بکشاند. طمع پولی که شراکت دیرینه ی “خوب” و “زشت” را به هم زد و کاری کرد که هر دو به خون هم تشنه شوند. نکته ی دیگری که داستان این فیلم ان را به خوبی منتقل داد، “تقابل به مثل” و “نا جوان مردی و دو رویی” بود. به طوری که به طور واضح ما در طول فیلم شاهد ان بودیم که دقیقا بر سر شخصیت “خوب” همان بلایی امد که دقیقا اون ان را بر سر “زشت” اورده بود.

2 یک نظر

  1. Negar پاسخ

    واقعا دیدنی و همیشه ماندگار است این فیلم .
    آقای سرجیو لئونه شاهکاری همیشگی رو ساخته.
    ممنونم از تماشاخونه

  2. علی پاسخ

    به شخصه عاشق فیلمهای وسترن و ذات فیلمهای غرب وحشی هستم.
    این فیلم هم همیشه دیدنی و همیشه زیباست و لذت بخش.
    ممنون و خسته نباشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *