قتل جسی جیمز به‌دست رابرت فورد بزدل (The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford) 2007

قتل جسی جیمز به‌دست رابرت فورد بُزدل (The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford) فیلمی در ژانر ( زندگینامهجناییدرام ) و البته وسترن گونه , محصول سال ۲۰۰۷ . این فیلم بر پایهٔ رمانی با همین نام ساخته شده است. کارگردان این فیلم اندرو دامینیک است. برد پیت نقش جسی جیمز و کیسی افلک نقش رابرت فورد را بازی می‌کنند.

فیلم “کشته شدن جسی جیمز به دست رابرت فورت بزدل” در همان عنوانش کلیت داستان را برای بیننده مشخص میکند.
داستانی که به چگونگی کشته شدن جسی جیمز و روزهای آخر زندگی او و همچنین وضعیت قاتلش در قبل و بعد از مرگ او میپردازد. جسی جیمز به عنوان یکی از مشهور ترین و افسانه ای ترین راهزنان تاریخ آمریکا و به عنوان کسی که سرگذشتش سبب نوشتن ده ها کتاب و ساخته شدن فیلمهای زیادی شد، همچنان جذابیت زیادی برای مردم آمریکا و جهان دارد.
داستان فیلم پرداخت گسترده و متفاوتی دارد به زندگی این شخصیت مشهور تاریخ ایالات متحده آمریکا.

 

جسی جیمز در واقعیت اما چگونه ادمی بود! و چه شخصیتی داشت!

جسی جیمز، یاغی سنگدل و بی‌رحم و چهره‌ای افسانه‌ای و اسطوره‌ای آمریکا در سال ۱۸۸۲ کشته شد.جسی جیمز پس از مرگش به صورت یک قهرمان محبوب درآمد و در ترانه‌ها، کتاب‌ها و بر پرده سینماها داستان‌های او بازگو شد.

پس از مرگ جیمز در سال ۱۸۸۲ شایع شده بود که او مرگ خود را جعل کرده‌است. به همین جهت در سال ۱۹۹۵ جسد وی را برای آزمایش دی‌ان‌ای نبش قبر کردند. آزمایش‌ها نشان می‌دادند که دی‌ان‌ای جیمز مشابه نوادگانش بوده و جسد واقعاً متعلق به وی بوده‌است. با این وجود دو جسد دیگر از جمله جسد فردی را که ادعا کرده بود جسی جیمز واقعی است نبش قبر شدند.

پسر او جسی ای. جیمز با تحصیل در رشته حقوق و تبدیل شدن به قاضی، راهی کاملاً بر خلاف پدر خود برای زندگی انتخاب کرد.

همانطئر که در ابتدا گفته شد , فیلم قتل جسی جیمز به‌دست رابرت فورد بزدل محصول سال ۲۰۰۷ بر پایه رمانی با همین نام نوشته ران هانسن (Ron Hansen) در سال ۱۹۸۳ ساخته شده‌است.

 

«قتل جسی جیمز توسط رابرت فورد بزدل» فیلمی ‌است در قالب وسترن اما نه شبیه وسترن‌های جان فورد بلکه وسترنی شاعرانه و نو آور در تصویر و صدا و دیالوگ و حتی اسب!ب رش‌های تصویری که در فیلم می‌بینیم همه گویای شخصیت درونی جسی جیمز هستند: گندم زار، صحنه‌ی کوهستان، برف، حرکت تند ابرها با برجستگی زیاد، باران، بازی نور خورشید در اتاق نیمه تاریک، آب یخ زده زیر پای جسی جیمز، محو شدگی کناره‌های تصویر و… همگی مانند چهار فصل سال، فصل‌هایی از روح و جسم جسی جیمز این اسطوره و قهرمان و یاغی کشور امریکا را به بیننده نشان می‌دهند.

البته نباید از موسیقی فیلم و صدای خنده‌هایی که یکدفعه به سکوتی آزار دهنده تبدیل می‌شوند و همچنین موسیقی‌ای که شلیک گلوله ایجاد می‌کند غافل ماند. این فیلم یک کلاس آموزشی است درباره‌ی نورپردازی، ترکیب تصویری و صدا،حرکت، دیالوگ و حتی حالت چهره‌ها در موقعیت‌های مختلف که شاید برای اولین بار در یک فیلم، این گونه موفق عمل کرده است. در واقع هر تصویر یک تابلوی نقاشی است در جلوی چشم بیننده.

 

کارگردان فیلم، با نشان دادن روابط جسی جیمز با همسر، فرزندان و گروهش به توانسته در حد قابل قبولی زندگی جسی جیمز را نشان دهد و بازی خوب برد پیت در نقش جسی جیمز بی شک یکی از بازی‌های به یاد ماندنی و شاید بتوان گفت شاهکار این بازیگر محسوب می‌شود.

یکی از دلایل موفقیت پیت این بود که جسی جیمز و او هر دو اهل از اسپرینگفیلد ایالت میسوری هستند که این می‌توانست باعث شود براد پیت نزدیکی زیادی بین خود و جسی احساس کند. پیت خود گفته است که از این شباهت احساس غرور می‌کند. وی با بازی در این نقش توانست در جشنواره ی فیلم ونیز جایزه‌ی بهترین بازیگر مرد را به دست بیاورد.

 

جسی جیمز،شخصیتی است فوق العاده باهوش! تجربه‌های او از ۲۵ سرقت (از سال ۱۸۶۷ تا ۱۸۸۱) همراه با گروهش، باعث شده در قبال افرادش تیزبین باشد و با هر حرکت آن‌ها، به نیت‌شان پی ببرد. طوری که نمی‌تواند به کسی اعتماد کند. جیمز در یکی از دیالوگ‌هایش می‌گوید جان نیومن درباره‌ی او چنین نوشته است: «اون گفت من نمی‌تونم به دوتا مرد تو هزار تا اعتماد کنم. و حتی در مورد اونا هم حواسم به اطرافم هست».

دو مردی که جیمز برای سرقت آینده اش انتخاب می‌کند یکی چارلز فورد است و آن دیگری رابرت فورد. چارلز همیشه می‌خندد. خیلی هم خوب می‌خندد! دلنشین! ولی ترسو و بی اراده است. از جسی جیمز می‌ترسد. ولی هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهد. رابرت فورد(کیسی افلک) شخصیت مقابل جسی جیمز است. درونه‌اش همیشه در قیافه‌اش جلوه می‌کند. جوانی بیست ساله که از دوازده سالگی با شنیدن قهرمانی‌های جسی جیمز عاشق قهرمان بازیهایش شده است , خاطراتش درباره‌ی جسی جیمز را یادداشت می‌کند و باعث می‌شود دیگران او را مسخره کنند. اما وقتی با جسی روبرو می‌شود، همیشه مورد تمسخر او قرار می‌گیرد. طوری که وقتی سر میز به درخواست جسی اشتراکاتشان را می‌شمارد، سرخورده از خنده‌های جسی بلند شده و میز را ترک می‌کند .

شاید جسی به اندازه ای که به رابرت شک دارد، به کس دیگری مشکوک نیست. در حالی که رابرت شیفته‌ی او است. اگر به جای رابرت، چارلی جسی را می‌کشت، می‌شد جسی را قهرمانی ابله پنداشت که با تعریف و تمجید‌های دیگران به اسطوره تبدیل شده است. ولی وقتی چارلی و رابرت هر دو سوراخ اسلحه را از پشت به سمت جسی می‌گیرند و رابرت زودتر شلیک می‌کند، بیننده به اسطوره ایمان می‌آورد. آن هم در حالی که جسی جیمز قبل از شلیک گلوله انعکاس تصویر رابرت را در تابلو می‌بیند. ولی هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهد. 

بیننده خوب درک می‌کند جسی یک انسان است، با تمام نیازهایش. او شلیک گلوله‌ی رابرت را می‌بیند، در حالی که در برابر تابلویی از یک اسب ایستاده است. و می‌میرد.

برعکس بیشتر فیلم‌هایی که با مردن شخصیت اصلی تمام می‌شوند، این فیلم ۱۶۰ دقیقه ای ادامه می‌یابد. صحنه‌ی باشکوه وداع با جسی جیمز که عکس‌هایی زیبا از جسد او به همراه دارد و به دنبال آن فروخته شدن جسم این قهرمان، نقطه‌ی اتصالی است بین دو قسمت فیلم.

رابرت و چارلی که دو ضد قهرمان در ادامه‌ی فیلم هستند برای مدت‌ها به اجرای صحنه‌ی قتل جسی جیمز می‌پردازند. طوری که رابرت بیش از ۸۰۰ بار جسی جیمز را می‌کشد! رابرت مغرور است از اینکه این یاغی را کشته. اما چارلی ناراحت است. چون دلش می‌خواست خودش جسی را می‌کشت و عاقبت نیز خودکشی می‌کند.

رابرت نه تنها به خاطر کشتن جسی جیمزِ قانون شکن هیچ حمایت و تشویقی از جانب مردم نمی‌بیند بلکه از طرف آن‌ها تحقیر می‌شود(همان‌گونه که همیشه جسی جیمز تحقیرش می‌کرد). مردم از اینکه رابرت قهرمانِ یاغی آن‌ها را کشته، سخت از او بیزارند.

ترانه ای که برای رابرت ساخته اند و می‌خوانند:

“جسی جیمز کسی بود که خیلی‌ها رو کشته بود

خیلی از قطارها رو زده بود

و او دل و قلب شجاعی داشت و …

رابرت در برابر دخترکی اعتراف می‌کند به خاطر پاداش و نیز از ترس کشته شدن توسط جسی جیمز، او را کشته است. اما خودش نیز نمی‌داند وسیله‌ای بوده در دست دولت تا جسی جیمز را بکشد.

تا این‌که دلش برای قهرمان دوران کودکی اش تنگ می‌شود و از کشتن او پشیمان است. اما این خود رابرت است که جسی جیمز را به یک قهرمان همیشگی تبدیل کرده است…

در پایان نیز با شلیک گلوله ‌ کسی که ملت و دولت برای کشتنش فرستاده اند می‌میرد.

با همان شهرتی که جسی جیمز داشته…

اما تنها…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *