شهر گمشده زی (The Lost City of Z) 2016

 

شهر گمشده زی (The Lost City of Z) , فیلمی‌است در ژانر >> ماجراجوییزندگینامهدرام >> با سناریو و کارگردانی جیمز گری محصول ۲۰۱۶ میلادی.

این فیلم از روی کتابی به همین نام نوشتهٔ دیوید گرن و براساس ماجراجویی واقعی پرسی فاستجهانگرد و کاوشگر بریتانیایی -که در ۱۹۲۵ میلادی در پی اکتشاف شهر گمشده زی درجنگل‌های آمازون مفقود شد- ساخته شده‌است.

چارلی هونام در نقش پرسی فاست بازی کرده‌است و دیگر بازیکنان آن رابرت پتینسون،سیه‌نا میلر و تام هالند می‌باشد. فیلم‌بردار شهر گمشده زی داریوش خنجی ایرانی‌تبار می‌باشد.

شهر گمشده زی (The Lost City of Z) , نامی است که توسط کلنل انگلیسی، پرسی هریسون فاست، به شهری که به گمان او در جنگل‌های ماتو گروسو وجود داشت گفته می‌شود. فاست بر اساس اکتشافات خود در رود آمازون به این نتیجه فرضی رسید که تمدنی مدرن در این منطقه وجود داشته‌است و خرابه‌های آن بایستی تا به امروز جان سالم به در برده باشند. فاست در ین زمان مدرکی یافت که به دستنویس ۵۱۲ مشهور بود و توسط براندیرانت ژاو دا سیلویا گویماراس نوشته شده بود .

شهر گمشده زی مقصد جدیدی برای کاوش‌های فاست در پی شهر گمشده زی شد. او در کتاب کاوش‌های خود در بارهی این کاوشهای در منطقه سراتو در باهیا به آن اشاره نموده‌است.

هنگامی که فاست برای پیدا نمودن شهر زی آماده می‌شد جنگ جهانی اول آغاز شد. در ۱۹۲۰ او تلاش نمود به صورت شخصی بدنبال شهر زی برود ولی با ابتلا به تب در میانه راه حیوانات خود را کشت و به کاوش خاتمه داد. تا آنکه در تلاشی دیگر در سال ۱۹۲۵، فاست به همراه پسرش جک و دوستش رالی ریمل در جنگل‌های ماتو گروسو گم شدند.

دیوید گران در نیویورکر مقاله‌ای با عنوان *The Lost City of Zـ۲۰۰۵* چاپ کرد که بعداً به کتابی با *The Lost City of Zـ۲۰۰۹* بسط داده شد. فیلمی سینمایی به همین نام، بر مبنای این کتاب در ۱۴ مارس ۲۰۱۷ به پرده نمایش برده شد. تهیه‌کننده این فیلم براد پیت می‌باشد.

شهر گمشده زی (The Lost City of Z) , خودش یک گمشده است. گمشده در بین چیز‌هایی که می‌خواسته باشد و نشانمان دهد اما نتوانسته.

James Gray (کارگردان) به جای اینکه یک فیلم زندگی‌نامه‌ای بر پایه‌ی ماجراجویی سخت و طاقت‌فرسا و در عین حال قابل لمس یک کاوشگر و در کنار عناصر درامی که حس شوند و تاثیر بگذارند و ما را همراه خود کنند، بسازد، آلبوم تصاویر متحرکی خسته‌کننده، معمولی و نه چندان منحصر به فرد از یک نفر و گاها خانواده‌اش و کمی قایق‌‌سواری در آمازون نشانمان می‌دهد.

در واقع لابه لای این آلبوم تصاویر، ما قرار بوده چیز‌هایی را ببینیم که تک تک تصاویر آلبوم و در واقع زندگی و کاوش پرسی فاوست را برای ما خاص و متفاوت کند؛ مثل دیدن ملموس عشق و علاقه‌ی وافر او به این ماجراجویی و دلیل آن، حس کردن رنج و فراق باورپذیر و تاثیرگذار همسری که سال‌ها چشم به راه شوهر خود بوده، تماشای سفر اکتشافیِ جان‌فرسا، خطرناک و رازآلود در دل جنگل‌های بکر و خیلی چیز‌های دیگری که می‌توانستند یک لباس شیک به فیلم بپوشانند تا ما از دیدنش لذت ببریم. ولی بیشتر این مواردی که شمردم و آنهایی که نشمردم در فیلم خیلی کم‌اثرند یا حتی بهتر است بگویم اکثرا مفقود‌الاثرند.

البته شهر گمشده زی  ,  می‌خواسته به این‌ها بپردازد ولی آنقدر سطحی و بدون عمق از رویشان گذشته که خیلی به چشم نمی‌آیند، در حالی که باید اصل و اساس فیلم بودند و چشم ما را در می‌آوردند. اما خب، حداقل در آن اوایل که فیلم هنوز به جاده‌ی خاکی نزده( همان لحظاتی که من هم به دیدن اثری تماشایی امیدوار شدم) ،*شهر گمشده زی در متقاعد کردن ما در مورد ورود پرسی فاوست به ماجراجویی‌اش موفق عمل می‌کند.

سرگرد پرسی فاوست از افسران ارتش بریتانیاست، جایی که خیلی وقت‌ها پیشرفت‌ کردن در آن، علاوه بر تلاش شخصی، به یک خانواده و اصل و نسب گردن کلفت هم احتیاج دارد، چیزی که سرگرد فاوست از آن بی‌بهره است. به همین دلیل وقتی که این سفر اکتشافی (که در ابتدا تنها به هدف نقشه‌برداری بوده) به او پیشنهاد و در عین حال به او قول پاداش و مقام و مدالی که همیشه دنبالش بوده داده می‌شود، بی‌درنگ آن را می‌پذیرد.

تا اینجایش درست و قابل قبول! اما درست بعد از اینجاست که فیلم دچار یک کم‌رمقی، کم‌اثری و کم‌حالی مزمن تا نزدیکی‌های اواخرش می‌شود. سرگرد فاوست پس از بازگشت از سفر اول به یکباره عاشق و دلباخته‌ی شهری موهوم می‌گردد، آنهم به خاطر حرف‌های یک بومی در مورد شهری ساخته شده از طلا و پیدا کردن چند تکه سفال باستانی در جنگل. او هدف ابتدایی‌اش که پیشرفت به خاطر خانواده‌اش بوده را به یکباره فراموش می‌کند و حالا همان خانواده و همسر و فرزندانش را برای چندین بار و چندین سال رها می‌کند تا به دنبال شهر و عشق گمشده‌ی جدیدش برود. حالا چطور به یکباره سرگرد این طور می‌شود؟ این یکی از همان گمشده‌هایی است که در «شهر گمشده‌ی زد» مفقودالاثرند.

فیلم در ساخت و پرداخت آدم‌هایش کمبود ویتامین دارد اما وقتی به بخش‌های ماجراجویی خودش می‌رسد، تب هم می‌گیرد  َ برای نشان دادن یک چنین تغییری و یک چنین عشق و اشتیاقی، اصلا به صغری کبری چیدن هم نیازی نیست، کافی است حتی چند پلان قدرتمند و بدردخور در فیلم باشد تا ما آدم قصه و آن چیزی که در ذهنش می‌گذرد را بفهمیم. اینجا در شهر گمشده‌ی زد هم البته چند شبه‌سکانس اینجوری وجود دارد ولی به جای اینکه اثرگذار باشد، بیشتر حرص‌در‌آر است.

مثلا James Gray وسط سکانسی از جنگ جهانی اول( که خود این بخش جنگ جهانی هم به کل خارج می‌زند و روی فیلم نمی‌نشیند) یک فال‌گیر روس جور می‌کند تا فال سرگرد را بگیرد و به او بگوید که سرنوشت تو در جنگل است و از این حرف‌ها. سرگرد هم در تصوراتش خود را در جنگل ببیند و در فراغ یار(جنگل) اشک از گونه‌هایش جاری شود، آن هم وسط جنگ! یا در سکانسی دیگر، سرگرد زخمی در دیدار با خانواده‌اش اشک می‌ریزد و می‌گوید که “من جنگل خودم رو می‌خوام”.

راستش این سکانس‌ها به جای اینکه چیزی به شخصیت فاوست اضافه کنند و او و هدفش را برای ما باورپذیر کنند، بیشتر تصنعی، تقلبی و دم دستی به نظر می‌رسند. حالا در سمت دیگر ماجرا، همسر سرگرد قرار می‌گیرد، همسری که سال‌های سال را در چشم‌ براهی و انتظار گذرانده. ولی فیلم تلاش زیادی برای نشان دادن این انتظار و سختی آن نمی‌کند.

بیشترین زور فیلم به سکانسی برمی‌گردد نینا(همسر پرسی فاوست) قبل از سفر با شوهرش دعوایش می‌شود، و می‌دانید دعوا سر چیست، به طور خلاصه سر این است نینا به پرسی می‌گوید ” من هم می خوام با تو بیام! ” حالا اگر با اغماض این سکانس گنگ و منگ و بی‌اثر( و حتی شاید خنده دار) را بپذیریم، دیگر جای خاصی از فیلم، سکانس یا پلان خیلی مهم و عمیقی را( به جز یکی که به آن هم می‌رسیم) نمی‌بینیم که ما را با رنج این زن خودساخته و صبور همراه کند، در حالیکه این موضوع هم باید به یکی از عناصر اصلی فیلم تبدیل می‌شد که باز هم نشده.

*شهر گمشده زی* در و ساخت و پرداخت شخصیت‌ها و سروکله زدن با آدم‌هایش کمبود ویتامین دارد اما وقتی به بخش‌های ماجراجویی خودش می‌رسد، تب هم می‌گیرد. چند دیالوگ کلیدی پیش از اولین سفر پرسی فاوست به‌ آمازون در فیلم وجود دارد. دیالو‌گ‌هایی با مضمون اینکه “این سفر خیلی خطرناکه و ممکنه شما برنگردید” یا ” هیچ کس از بالای رودخونه برنگشته” ، که البته همه‌ی اینها در حد حرف باقی می‌ماند.

*فیلم شهر گمشده زی* اینقدر  عجله داشته همه چیز را دنبال هم قطار کرده و سفر‌های چند‌ساله‌ی پرسی فاوست را در چند سکانس و پلان مثلا کارت پستالی خلاصه کرده. منظورم این نیست که باید این سال‌ها اکتشاف را در طول ساعت‌ها فیلم نشانمان می‌داد. بلکه در همان چند دقیقه اگر کمی بیشتر روی آن چیزی که باید سرمایه‌گذاری می‌کرد، جواب بهتری می‌گرفت، و آن چیزی نیست جز به تصویر کشیدن یک جنگل و یک سفر خطرناک، واقعی و باورپذیر،‌نه در یکی دو سکانسی که خیلی معمولی و تکراری به نظر می‌آیند چه برسد به خطرناک و اسرارآمیز.

اما وقتی *فیلم شهر گمشده زی* به آخرین سکانس خود می‌رسد تازه یادش می‌افتد که باید چگونه باشد.

انگار قرار بوده فقط اول و آخرش سرحال و روی فرم باشد و بقیه‌اش را به خواب زمستانی رفته. در آن سکانس فوق‌العاده و غم‌انگیز و پر از حس، که بدون شک بهترین سکانس فیلم هم هست، نینا، همسر فاوست( با بازی بسیار خوب Sienna Miller) آخرین نشانه‌‌ از همسر حالا گمشد‌ه‌اش را که به دستش رسیده، برای تشکیل گروه جستجویی دیگربه رئیس انجمن جغرافیای سلطنتی( محل کار فاوست) می‌سپارد.

اینجاست که فیلم نشان می‌دهد انگار می‌توانسته احساس داشته باشد، می‌توانسته روح داشته باشد و می‌توانسته تاثیرگذار باشد، اما چرا نخواسته، خدا و البته خود کارگردان می‌داند. تازه در انتهای همین سکانس فیلم باز هم اوج می‌گیرد. آنجا که نینا با کوهی از اندوه از انجمن در حال خارج شدن است و کارگردان نمایی از او در حال بیرون رفتن از در( البته در آینه) نشان ما می‌دهد، در حالی که بیرون در، جنگلی انبوه دیده می‌شود. انگار فیلم دارد می‌گوید که روح نینا هم همراه همسر و پسرش برای همیشه در دل جنگل‌هایی انبوه ناپدید شده است.

حیف که نمونه‌ی آن شروع خوب و آن سکانس تماشایی پایانی در بقیه‌ی جاهای فیلم خیلی گیر نمی‌آید.

جایی ازفیلم چند تا از آدم‌های داستان به جنگل‌های آمازون لقب «صحرای سبز» می‌دهند، ولی راستش این خود فیلم است که شبیه صحراست. صحرایی که در آن، ماجراجویی دیدنی، درام تاثیرگذار و شخصیت‌های به یاد ماندنی کمیابند.

کل *فیلم شهر گمشده زی* پاسکاری بین سکانس‌های سفرهای اکتشافی و سکانس‌های خانوادگی بی‌حالی است که خیلی زود فراموش می‌شوند. نمی‌دانم چرا یک چنین پتانسیلی این بلا سرش آمده، این را باید از کارگردان پرسید.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *