The Irishman 2019 مرد ایرلندی

در طی سالیان دراز، « اسکورسیزی » سهم خود در ساخت فیلم‌های تاریک و جدی را ایفا کرده است. این فیلم اما یکی از آن‌ها نیست. البته که مشخصا « مرد ایرلندی » به اندازه‌ی اثری مثل « گرگ وال استریت » ( The Wolf of Wall Street ) واضحا طنز نیست اما رگه‌های مشخص و بارزی از کمدی تاریک در آن جریان دارد. از بیوگرافی‌های مرگ مافیا و خلافکاران تا نام‌های مستعار و موارد دیگر، « اسکورسیزی » به دنبال فرصتی است تا ما را بخنداند ( یا حداقل نیشخند بزنیم ) و اصلا هم نمی‌شود انتظار آن‌ها را داشت. همچنین او سعی کرده تا سطح خشونت اثر را هم کاهش بدهد. البته که خون و خونریزی و مخصوصا یک سکانس بسیار خشن در آن وجود دارد اما نمی‌توان « مرد ایرلندی » را با آثار قبلی او مقایسه کرد.
« مرد ایرلندی » به ما نشان می‌دهد که بهترین نوع فیلم‌سازی چه چیزی می‌تواند به ما تحویل بدهد. اگرچه که فیلم مشخصا برای اکران در سینماها بیش از حد طولانی و ملالت‌بار است اما برای دیدن در خانه اثری بسیار مناسب محسوب می‌شود. چه آن را بر روی صفحه‌ی بزرگ ببینید و چه تلوزیون کوچک، « مرد ایرلندی » در میان بهترین آثار سینمایی سال ۲۰۱۹ جای خواهد داشت و باید منتظر جوایز متعددی برای آن در مراسم اسکار ۲۰۲۰ باشیم.
شاید بتوان گفت، شکل گیری مافیا به‌طور تقریبی با ورود ایتالیایی‌های اهل سیسیل به آمریکا در قرن نوزدهم شکل گرفت. آن‌ها که در همان ابتدا برای محافظت از خود دربرابر سیستم یا به بیان بهتر دولت، با تشکیل گرو‌ه‌هایی خانوادگی از منافع خود محافظت می‌کردند. اساسا در ایتالیا این خانواده‌های مرد سالارانه را بر دولت ارجحیت می‌دادند. ضمن اینکه تشکیل مافیا جهت محافظت از منافع خود در مواجهه با تحول سیستم فئودالی (زمین دارد و دهقان) به سیستم سرمایه‌داری نیز بود. رابطه دولت با مافیا همواره رابطه تنگاتنگی بوده که در هر برهه هربار یکی به دیگری امتیازی داده است. به جرات می‌توان گفت هربار دولت در قانونگذاری محدودیت‌هایی را (گاها به اشتباه) انجام داده است، زمینه ساز حضور مافیا و تطمیع شدنش از آن ناحیه را کرده است. از معروف‌ترین این قانون‌ها می‌توان به قانون منع فروش مشروبات الکلی در دهه ۱۹۲۰ اشاره کرد، که موجب تجارت سران مافیایی همچون ال کاپون و ورودشان به قاچاق مشروبات الکلی شد. تجارتی بسیار پرسود که بسیار آن‌ها را ثروتمند کرد.فیلم « مرد ایرلندی » شبیه به محصول و بار تازه رسیده‌ی اسکورسیزی است؛ همان اسکورسیزی‌ای که از « کازینو » به اینور سراغی ازش نداشتیم. بخشی از دلیل آن را می‌توان بازگشت به داستان‌های مافیایی دانست، البته که در این مورد دید و چشم‌اندازی که او می‌توانسته داشته باشد محدود شده است. تنش و حرارتی که در « رفقای خوب » دیده بودیم جای خود را به چیزی فکرشده تر داده است. « شیران » سرباز خوبی است اما ما می‌توانیم درد او را در چشمان و صورت « دنیرو » ببینیم. حضور چنین اسامی و صورت‌های آشنایی ارتباط فیلم با شاهکارهای دهه ۹۰ای اسکورسیزی را بیشتر می‌کند. اسکورسیزی توانسته تا با پیشنهاد دادن نقش بسیار متفاوتی به « جو پشی » به نسبت شخصیت‌هایی که در « رفقای خوب » و « کازینو » بازی کرده بود، او را ترغیب کند تا از بازنشستگی در بیاید. « پاچینو » هم در فرم و حالت خوبی است؛ او هر سکانسی را که درش حضور داشته باشد مال خود می‌کند. سخت است که باور کنیم او و اسکورسیزی قبل از این با یکدیگر کار نکرده اند. « پاچینو » در این فیلم برای سومین بار با « دنیرو » در فیلمی همبازی شده است؛ آن‌ها در فیلم مشهور « مخمصه » ( Heat ) و همچنین فیلم افتضاح « قتل عادلانه » ( Righteous Kill ) هم با یکدیگر بودند. اما این اولین باری است که حضورشان در کنار یکدیگر معنادار است و به نتیجه‌ی خوبی منجر می‌شود.در ابتدای فیلم، معرفی کاراکتر‌ها و مأموریت‌ها با ریتم تند و به‌صورت تکه‌های مختلف از آن واقعه روایت می‌شود. هرچه پیش‌تر می‌رویم، این ریتم کند‌تر می‌شود و در مواقع تصمیمات حساس، کنش‌ها درونی می‌شود. اسکورسیزی با مکث بیشتری این روند را پیش می‌گیرد. چرا که پیر شدن آن‌ها و رو به زوال رفتن مسیرشان، این شکل از ریتم را می‌طلبد.« مرد ایرلندی » بر اساس کتابی به نام « شنیدم خونه‌ها رو رنگ می‌کنی » ( I Heard You Paint Houses ) نوشته‌ی « چارلز برنادت » است؛ برداشتی از زنده‌ی « شیران » که با ادعای او درباره‌ی ترور کردن « جیمی هوفا » ( آل پاچینو ) اوج می‌گیرد. هیچ‌کس واقعا نمی‌داند که در تاریخ ۳۰ جولای سال ۱۹۷۵ میلادی چه بر سر « هوفا » آمد اما کسی هم او را از آن زمان ندیده است. بر خلاف داستان‌های که میان مردم رواج دارد، او در استادیوم تیم ورزشی Giants دفن نشده است. داستان‌های بسیاری درباره‌ی چگونگی مرگ او وجود دارد و اگرچه که داستان « شیران » با بسیاری از حقایق آن مطابقت دارد که بتوان تا حدی آن را تایید و باور کرد، اما بسیاری از نقاط تاریک هم در آن وجود دارد. چه داستان واقعی بوده باشد و چه نه چیزی از تاثیرگذاری این فیلم کم نمی‌شود. اسکورسیزی مشغول روایت داستانی است و اینکه کجای آن واقعی است و کجایش نه، در ارزیابی پایانی ما از کیفیت اثر تاثیر چندانی نخواهد داشت.

 

3 یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *